ܨܓܨღ تنـــهـــــــــــــاترین عشــق روزگـار ღܨܓܨ ܓ✿ در دوری لذتی هست که در با هم بودن نیست، چون در باهم بودن ترس از فراق هست و در دوری شوق دیدار
| ||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
می ترسم آن را که دوست می دارم بگویم : « دوستت دارم » چرا که شراب چون از ساغر ریخته شود اندکی از آن کاسته می شود برچسبها: « دوستت دارم », [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:52 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
برچسبها: اسیر عشقت, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:52 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
[ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:51 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
برچسبها: عشق جگر خـوار, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:47 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
روزگاریست که سودای بتان دین من است غم این کار نشاط دل غمگین من است دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است یار من باش که زیب فلک و زینت دهر از مه روی تو و اشک چو پروین من است تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است دولت فقر خدایا به من ارزانی دار کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست که مغیلان طریقش گل و نسرین من است حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است برچسبها: شعرزیبای تعلیم عشق, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:47 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
[ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:45 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
برچسبها: "شعرزیبای تو را دوست ندارم", [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:43 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
ا فسوس آن زمان که باید دوست بداریم.... کوتاهی میکنیم... آن زمان که دوستمان دارند.... لجبازی میکنیم.... و بعد برای آنچه از دست رفت، آه میکشیم!!!! برچسبها: "افسوس", [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:43 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
برچسبها: جملات زیباوحکیمانه, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:41 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
می ترسم از روزی که تو محکوم بر مرگم کنی شاید تو عاشق باشی و عاشق تر از پیشم کنی یا نه مرا مرا شیدا کنی بیگانه از خویشم کنی با این سکوت تلخ خود دل را به هر سویی مبر شاید تو هم عاشق شوی دل را به تنهاییی مبر با یاد چشم مست تو صد باره عاشق می شوم این بار عاشق تر منم رنگ شقایق می شوم با آنکه با عشقت دلم افسانه شد دیوانه شد با درد تو روز و شبش افسون یک پیمانه شد عشق تو را در قلب خود هر لحظه پیدا می کنم با عطر و بوی یاس عشق دل را هویدا می کنم با یاد تو هر لحظه غم آتش به جانم می زند انگار چشم مست تو زخم زبانم می زند عاشق منم شیدا منم سرمایه ی سودا منم رسوا منم آواره ی تنهای بی فردا منم دیوانه بودم روز و شب از عشق جان فرسای تو این است تقدیر من و این گونه دل شیدای توست برچسبها: شعراین بار عاشق تر منم, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:39 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست!
به غیر واژه ی غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست!
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیذاره!
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی!
دل من از نژاد عشقه
از تو واز ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مثل سکوت تلخ پاییز
من یه پرنده ی غریبم
من از نژاد آسمونم
میون اینهمه ستاره
من یه شهاب بی نشونم
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی!
تو هم کنارم نمیمونی.........
برچسبها: ترانه زیبا, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:36 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
باور کس نشود قصه ی بیماری دل تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل من و دل زار چنانیم که شب ها نکنند مردم از زاری من خواب و من از زاری دل دل من روز نیاساید از این چشم پرآب چشم من شب نکند خواب ز بیداری دل بسکه در زلف تو دلهای پریشان جمع است شانه را راه در او نیست ز بسیاری دل چون نگهدارم از آن رشک پری دل؟که رفیق پیش او حد بشر نیست نگهداری دل برچسبها: باور , [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:35 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
تو از عشق حقیقی بی نیازی دو رنگی کهنه کاری صحنه سازی تو یار ما نی ای عاشق تراشی برچسبها: شعری پروانه, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:33 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
باز امشب جلوه بخش بزم مستانم چو شمع در میان سور و ساز خویش خندانم چو شمع رقص مرگست این که می پیچم بخود از تاب درد کس چه میداند که می سوزد تن و جانم چو شمع؟ با که گویم درد بی درمان خود را،زان که من در میان جمع ،تنها و پریشانم چو شمع اشک گرم و آه سرد و روی زرد و سوز دل حاصل عشقند و من این نکته میدانم چو شمع با خیالش با نگاهش با فراقش با غمش گاه گریان،گاه سوزان،گاه لرزانم چو شمع بس که با شب زنده داری های خود خو کرده ام از نسیم صبحگاهی هم گریزانم چو شمع گفتمت از سوز و ساز عشق ننشینم ز پای برچسبها: امشب, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:32 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
تنها غمگین نشسته با ماه در خلوت ساکت شبانگاه اشکی به رخم دوید ناگاه روی تو شکفت در سرشکم برچسبها: شعر لحظه ها و احساس ها, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:31 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
[ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:30 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی از درت روی نتابم چه بخوانی چه برانی دل من میل تو دارد چه بجویی چه نجویی دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی جان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانی ایستادم به ارادت چه بود گر بنشینی بوسه ای بر لب عاشق چه شود گر بنشانی می توانی به همه عمر دلم را بفریبی ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی جانی از بهر تو دارم چه بخواهی چه نخواهی برچسبها: شعرم آهنگ تو دارد, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:30 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند ناله زنجیر ها بر دست من گفتمش آنگه که از هم بگسلند خنده ی تلخی به لب آورد و گفت آرزویی دلکش است اما دریغ بخت شورم ره برین امید بست و آن طلایی زورق خورشید را صخره های ساحل مغرب شکست من به خود لرزیدم از دردی که تلخ در دل من با دل او می گریست گفتمش بنگر در این دریای کور چشم هر اختر چراغ زورقی است سر به سوی آسمان برداشت گفت چشم هر اختر چراغ زورقی است لیکن این شب نیز دریای است ژرف ای دریغا شب روان کز نیمه راه می کشد افسون شب در خوابشان گفتمش فانوس ماه می دهد از چشم بیداری نشان گفت اما در شبی این گونه گنگ هیچ آوایی نمی آید به گوش گفتمش اما دل من می تپد گوش کن اینک صدای پای دوست گفت ای افسوس در این دام تنگ باز صید تازه ای را می برند این صدای پای اوست گریه ای افتاد در من بی امان در میان اشک ها پرسیدمش خوش ترین لبخند چیست؟ شعله ای در چشم تاریکش شکفت جوش خون در گونه اش آتش فشاند گفت لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشاند من ز جا برخاستم برچسبها: شعر بوسه, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:29 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
بگذارید بگریم به پریشانی خویش که به جان آمدم از بی سرو سامانی خویش غم بی همنفسی،کشت مرا در این شهر در میان با که گذارم غم پنهانی خویش؟ اندرین بحر بلا ساحل امیدی نیست تا بدان سوی کشم کشتی طوفانی خویش زنده ام باز پس از اینهمه ناکامی ها به خدا کس نشناسم به گرانجانی خویش گفتم:ای دل که چو من خانه خرابی دیدی؟ گفت:ما خانه ندیدیم به ویرانی خویش جان چو پروانه به پای تو فشانم که چو شمع بینمت رقص کنان بر سر قربانی خویش ما با پای تو سر صدق نهادیم و زدیم داغ رسوایی عشق تو به پیشانی خویش اطهری قصه ی عشاق شنیدیم بسی برچسبها: بگذارید بگریم, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:27 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
گر به دریا افکند دریا خوش است گر بسوزاند در آتش دلکش است ای خوشا آن دل که در این آتش است تا ببینی عشق را آیینه وار آتشی از جان خاموشت برآر هرچه می خواهی به دنیا نگر دشمنی از خود نداری سخت تر عشق پیروزت کند بر خویشتن عشق آتش می زند در ماه و من عشق را دریاب و خود را واگذار تا بیابی جان نو خورشیدوار عشق هستی زا و روح افزا بود برچسبها: شعر عشق, [ دو شنبه 2 خرداد 1390 ] [ 23:27 ] [ ★ --❤amin❤--★ ]
|
![]() ![]() |
[ طراحی : ❤--★ تنهـــــــــاترین عشــق روزگـار ★ --❤ ] [ Weblog Themes By :★ --❤ AMIN ❤--★] |